سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

566

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

آماده كردن وعظ در هر جمعه و بعضى از سخنرانيها در مسجد كوفهء كاظمين لكنهو نيز برعهدهء او بود و او مطابق رسم قديم خطبه‌هاى جديد و سخنرانيها را نوشته روى منبر مىخواند . وى به زيارت مدينهء منوره مشرّف شد و تصميم گرفت كه قبرهاى ويران بقيع را تعمير كند و براى انجام اين كار با حكومتهاى ايران ، پاكستان ، هندوستان و عربستان سعودى مذاكرات مدبّرانه‌اى را آغاز كرد و به هدف خود نزديك شده بود كه اجلش فرا رسيد . وى در 11 سپتامبر 1967 م با دكتر ذاكر حسين و در 15 سپتامبر با اندرا گاندى ملاقات كرد و سفير ايران هم از او دعوت به عمل آورده بود اما وى عذرخواهى كرد و به طرف زادگاهش روزانه شد ، كه اجل او را مهلت نداد و در 12 جمادى الثانى 1387 ه ق / 17 سپتامبر 1967 م درگذشت . حسب دستور علماى لكنهو ميت را در كنار دريا غسل دادند و در مىدانى وسيع در ميان چهل هزار نفر نماز بر او خواندند و جسدش را در كربلاى امداد حسين خان به امانت سپردند ، سپس به آگره حمل كردند و در نزديكى مزار شهيد ثالث به خاك سپردند . مولانا محمد سعيد چندين بار به ايران و عراق و نيز به كراچى سفر كرد و دو بار به لاهور رفت . وى در سال 1967 م به نوشتن كتابى حجيم به نام « مسانيد العصمة » كه دربارهء حديث بود پرداخت و در عين حال سرگرم تعمير مزارات جنّة البقيع بود . زندگى او در مرمّت مساجد و قبور گذشت ؛ وى رئيس هيئت امناى كالج شيعه بود و خدمات مهم انجام داد . امتحانات ساليانهء جامعهء سلطانيه را نظارت مىكرد و بعلاوه عضو هيئت دانشگاه لكنهو بود و مزار شهيد ثالث در آگره را تعمير كرد و به نوسازى عمارات و آباد كردن بازار نورى پرداخت كه از كارهاى زنده و جاويد مولانا محمد سعيد به شمار مىرود . شعراى پاكستان ، هند ، ايران و عراق دربارهء او مراثى زياد سرودند و روزنامه‌نگاران به شرح حال او پرداختند . يك دختر و سه پسر يادگار آن مرحوم بودند . فرزند ارشدش مولانا سيد على ناصر ، وارث و مسندنشين اجداد خود بود ، وى در سال 1946 م متولد شد و هم‌اكنون مسئوليتهاى بزرگى را برعهده دارد . تصانيف او عبارتند از : الامام الثانى عشر ( عربى ، چاپ نجف ، 1355 ه ق / 1936 م ) من اين كتاب را در سال 1948 م ترجمه كردم كه يك‌بار در لكنهو و بار دوم در لاهور چاپ شد . اين كتاب جزو دروس دانشگاه علىگره است ؛ مدينة العلم ، ( چاپ نجف ، تلخيص از عربى ) ، حديث انا مدينة العلم و على بابها از عبقات الانوار ، شرح خطبهء حضرت فاطمة الزهراء ( عربى ، خطى ) ؛